جهت دریافت رایگان آخرین تورها در ایمیل خود عضو شوید.

خانم بهارک اخوان اقدم

خاطرات ترکیه

به نام خدا

یادم هست در اولین سفر به ترکیه با عده ای از دوستان برنامه ریزی کردیم و تصمیم گرفتیم که بعد از خریداری بلیط و هماهنگی های لازم عازم سفر بشویم. ساعت پرواز طوری بود که ما رأس ساعت ٥:٣٠صبح وارد ترکیه شدیم و ساعت ٩ رسیدیم هتل.

همینطور که می دونید قانون همه هتل ها دنیا برای تخلیه و تحویل گرفتن ظهر می باشد ، یعنی از ساعت ١٢ رسماً پذیرش شده و با دستبندهای که به ما می دادند و اسم هتل روش نوشته شده بود می تونستیم از امکانات هتل استفاده کنیم و بدون دستبند حق استفاده رو نداشتیم.

در نظر بگیرید از شب قبل غذا کم خورده باشید و در طول سفر مقدار غذایی که به آدم می دهند ، مثل رژیم کانادایی باشد. ما وارد هتل شدیم گشنه و تشنه تنها چیزی که اونجا می تونستیم استفاده کنیم ، قهوه، هات چاکلت، و شیرو چای بود. اونقدر که چای و قهوه خوردیم داشتیم می ترکیدیم.

در نظر بگیرید از فشار گرسنگی و خستگی داریم پرپر می زنیم و تا ساعت ١٢ هم کلی زمان مونده، و من هم هی سر شوهرم غُر غر می کردم که چرا کاری نمی کنی اون بیچاره هم می گفت چیکار کنم باید صبر کنیم. خلاصه در همین کش و قوس بودیم که یک خانوم وآقای مسن که با ما تو پرواز بودن با دو تا بشقاب پر غذا اومدن کنار ما نشستند توی لابی .

shabaviz_parvaz_marmaris_tour_تور مارماریس_تور مارماریس 96_تورهای مارماریس تابستان 96_هتلهای مارماریس_سفرنامه مارماریس_خاطرات مارماریس_بهترین هتلهای مارماریس

من هم سریع پرسیدم ببخشید خانوم مگه میگذارند صبحانه بخوریم ، گفت آره مادر همه دارند می کشن ،شما هم برید . از قدیم گفتن وقتی گشنه می شی مغزت کار نمی کنه ، من تند تند رفتم به شوهرم بقیه دوستان گفتم بریم غذا بخوریم اونها به من می گفتن مگه میشه ما که هنوز دستبند نگرفتیم گفتم آره می شه بریم . خلاصه ما همگی رفتیم و شروع کردیم به غذا کشیدن همینطور که داشتم بشقابمو پر می کردم و می رفتم به سمت جایی که بشینم یک دفعه خوردم به یه سد چی بتنی.

دیدم یک آقای هیکلی جلوم وایستاده لباس مخصوص پوشیده و با عصبانیت نگاه می کنه وبه من اشاره می کنه که دستبندت کو من سکته کردم و به ته ته پته افتادم. اومدم به شوهرم دوستان بگم کمک،دیدم به به همه فرار کردن و من با دو ظرف غذا در دست و اون آقای گیر که اصرار داشت ظرف غذا رو خالی کن نمی دونم چرا اینکارو کردم ولی یک دفعه با دهنم یک برش از کالباس توی بشقاب رو برداشتم خوردم و بعد می خواستم ظرف رو خالی کنم اون آقاه همینطور هاج و واج داشت من و نگاه می کرد و فکر کنم پیش خودش گفت یا جد اردوغان ، این زامبی از کجا اومده ، یکدفعه با صدای بلند زد زیر خنده و به من گفت لطفاً برید بنشینید و غذا تون رو میل کنید ولی دستبند یا دتون نره و من با تشکر فراوان و با لبخندی پر از ذوق رفتم نشستم و صبحان مو میل کردم و شوهر ودوستان ترسوم هم اون بیرون با حسرت منتظر موندن تا دستبندشون رو بگیرند. ولی چقدر خوبه که یاد بگیریم به قوانین احترام بذاریم.

tour_turkey_shabavizparvaz_مارماریس_تور مارماریس_شهر مارماریس_هتلهای مارماریس_مراکز خرید مارماریس_بهترین هتل مارماریس_دیدنیهای مارماریس

معرفی هتل های مارماریس :

هتل د گرند آزور | هتل کلاب پینتا | هتل الگانس |هتل گرین نیچر | هتل ایده ال پریم |هتل مارتی ریزورت | هتل مارماریس پالاس | هتل توربان پالاس |هتل گلدن راک |هتل گرین نیچر دیاموند | هتل کایا ماریس |هتل مارس | هتل کاساد ماریس | هتل هیلتون دالامان | هتل ایده آل پریمیوم | هتل سنتیدو اورکا لوتوس | هتل بلو بی پلاتینیوم | هتل کاسموپولیتن |هتل دی ماریس بی |

کلمات کلیدی : هتلهای مارماریس ترکیه|مراکز خرید مارماریس|فرودگاه مارماریس|قیمت تور مارماریس|مارماریس یا بدروم|جاذبه های گردشگری مارماریس|جزایر مارماریس کجاست؟|مارماریس مناطق دیدنی |مارماریس تور |پارک آبی مارماریس | تور مارماریس

نظر